ذبيح الله صفا
558
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
17 - بدر جاجرمى « 1 » ملك الشعراء بدر الدين بن عمر جاجرمى از شاعران معروف قرن هفتم هجرى است . دربارهء اسم او ( بدر الدين ) نظر باشارات پياپى پسرش محمد در مونس الاحرار بحثى نمىماند ، اما اسم پدرش « عمر » گاه در اشعار او بطريق اضافهء ابنى « بدر » به « عمر » ( يعنى : بدر عمر ) ذكر شده است « 2 » . انتساب او به « جاجرم » خراسان نيز از اشعارش بكرّات معلوم مىشود « 3 »
--> ( 1 ) - دربارهء او اطلاعات چندانى از كتب تراجم برنمىآيد ، رجوع شود به : * تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى ص 243 - 244 * مجمع الفصحاء هدايت ج 1 ص 168 - 169 * لطايف الطوايف متن و حاشيهء ص 258 ، 259 ، 288 * صحف ابراهيم نسخهء عكسى كه در اختيار نگارندهء اين اوراقست ( ص 90 ) * آتشكدهء آذر چاپ بمبئى ص 71 - 72 * هفت اقليم امين احمد رازى نسخهء خطى * الذريعه ج 9 ص 128 * مونس الاحرار محمد بن بدر جاجرمى موارد مختلف * تاريخ مفصل ايران در عهد مغول ، مرحوم عباس اقبال ، چاپ دوم ص 537 - 538 ( 2 ) - : نيست خالى ز ثناى تو دمى بدر عمر * آفريدند مرا بهر ثناى تو مگر . . . گفتم بلطف بدر عمر را قبول كرد ؟ * گفتا كه رستى از غم و انديشه و محن ( 3 ) - : منزها صمدا گرچه بدر جاجرمى * طريق جهل سپرد و گناه كرد مدام چون بدر جاجرمى نهان دارد گناه بىكران * از حق بخواه اى كامران جرم و گناه آن گدا بفر تربيتت شعر بدر جاجرمى است * يكى چو عقل متين و يكى چو جان شيرين